حرف های ساده

پس از تنهایی

وای که چه کیفی بردم اون مدت با دیدن فیلم مورد علاقه ام... لذتی شیرین بود و حالی رویایی... بالاخره با هر زور و ترفندی که بود تنهایی هایی هرچند ناپیوسته!! حاصل شد و طی چند شبانه روز کم خوابی هدف مورد نظر نائل آمد...

این از حس و حال خصوصی، ولی امان از حال عمومی... احساس سرکوب و واخوردگی... ناچارن باید امید به آینده دلمان را زنده نگه دارد... 

 باز اسفند و عزای خانه تکانی و خرید و انبوه کارهایی که باید تا پایان سال جمع بشه... به هر حال امروز اولین روز آخرین ماه سال است. با چه سرعتی هم گذشت این سال... 

 

   + بهاره ک ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۸
comment نظرات ()