حرف های ساده

 

تعطیلات نوروز امسال هم گذشت و سال کاری جدید از امروز رسما شروع شد.

و من امروز خانه هستم . بعد از شش سال کاری و بیش از 16 سال تحصیلی روز اول بعد از تعطیلات را در خانه می گذرانم. خب این هم تجربه ای است دیگر...

همیشه روز اخر تعطیلات و خصوصا از غروب به بعد دلشوره داشتم و کمی هم دلگیر از تمام شدن روزهای تعطیل. و دیروز من بیشتر دلگیر بودم که چرا دلشوره ندارم!

با این حال امروز سعی کردم سر حال بیدار شم. برای صبح ساعت گذاشتم. نه برای خودم این بارعلیرضا رو بیدار کردم. شهاب رو با کلی بازی و ناز دادن سرحال و به موقع آماده کردم و بعد از رفتن اون ها هم تا حالا مشغول بودم .از امروزم راضی ام. و مهم هم اینه که روزت مفید باشه...

امروز بعد از مدت ها عجیب یاد خسروی هستم و به یاد شرکت . خب دید و بازدیدهای کاری خودش حال و هوایی داشت دیگر. مریم عزیزی هم از سر کار برام sms زد و جام رو خالی کرد. این ها شاید نشانه دلتنگی برای شرکت باشه. فقط شاید!!

 خب موفق باشی عزیزم و سال تحصیلی – کاری خوبی داشته باشی.

   + بهاره ک ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٦
comment نظرات ()