حرف های ساده

آخر تیر

دیدم تیر ماه گذشت و من هیچی ننوشتم. یه جور عذاب وجدان اومد سراغم. پس می گم که زنده ام و درگیر گذر سریع روزهای عمر. نمی دونم این همه عجله برای سپری کردن لحظه ها تقصیر منه یا لحظه ها پر شتاب تر از قبل شدن...

...

دیروز خیلی عصبی بودم. اینجا به خودم قول می دم جبران کنم... تمدد اعصاب لازم دارم. به دستش میارم... 

   + بهاره ک ; ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٩
comment نظرات ()