حرف های ساده

آخر آمرداد

مرداد ماه شهابه، جمعه تولدشه و اون چندین و چند روزه که منتظره ... و من نمی دونم چرا قدرت ابتکارم ته کشیده و هنوز نتونستم یه برنامه بچینم که هم به شهاب خوش بگذره، هم خیلی پر دردسر نباشه ... بچه ها هستن و کلی امید و انتظار، آدم دلش نمیاد ساده از کنار خواسته های دلشون بگذره... پس من همچنان مانده ام میان دل شهاب و حال و حوصله و توان خودم!!

کار و زندگی و بچه ها تمام لحظاتم رو پر کردند. زمان زیادی برای خودم نمی مونه. ولی وقتی زمان مال خودم می شه چه لذتی می برم، هر چقدر هم کوتاه باشه  لحظه لحظه اش رو حس می کنم...   

  

   + بهاره ک ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٩
comment نظرات ()