حرف های ساده

سپهر و مهد

سپهرم بعد از چند دوره پرستارگردی در دو ماه اخیر بالاخره روانه مهد شد... دو سه روز اول بد نبود ولی امروز با گریه ازم جدا شد. به خاطر همین الان یه جورایی کلافه ام.

 این اواخر وقتی ما می رسیدیم خونه تازه می خواست از خونه بیرون بره. دَدَ و بازی و بووَه (ماشین) و  ... با علیرضا به این نتیجه رسیدیم که دیگه توی خونه و با پرستار خسته می شه. لازمه که توی روز از خونه بیرون بیاد. توی مهد می تونه با بچه ها بازی کنه و انرژی اش تخلیه بشه...

و حالا امیدوارم که درست تصمیم گرفته باشیم...

 

   + بهاره ک ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٩
comment نظرات ()