حرف های ساده

 

بعد ازکلی وقت سلام!

بالاخره سمینار هم تمام شد. می­خواستم بگیم سرم شلوغ بوده که نیامده­ام سراغ نوشتن، شلوغ هم که نه، شاید بهتره بگم آرامش نوشتن برقرار نبوده... فکر می­کردم کلی حرف نزده دارم  ولی حالا انگارباید کلی فکر کنم ببینم اون روزها توی دلم چی می­گذشته...

می­دونم روز کارگر گذشت، تولد دکتر مصدق گذشت، دوم خرداد گذشت...

می­دونم توی این روزها بنزین کارتی و گرون شد، سود بهره بانک ها کم شد، رئیس جمهور هم چنان به ایران گردی و آباد کردن مناطق محروم می­پردازه و ...

دوست علی بدون هیچ سابقه بیماری سکته کرد و مرد!!!

...

   + بهاره ک ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦
comment نظرات ()