حرف های ساده

 

 دلم می خواد داد بزنم: آهااای ... من حالم بده...

دوباره حسابی کلافه ام.کار پروژه پیش نمی ره که نمی ره و... بعد از چند روز مسافرت و عروسی و مهمونی و حسابی خوش گذروندن، نمی دونم چرا اینقدر روز بدی رو شروع کردم. اصلا از خواب با دلشوره بیدار شدم. دلشوره عقب بودن کارهای پروژه وتا حالا دقیقا می تونم بگم هیچ حرکت مثبتی نکردم  وتازه همینطوری بد بیاری و خبرهای ناخوشایند هم داشتم! بهتره خوشحال باشم که امروز داره تموم می شه!! باید سعی کنم فردا درست بیدارشم. پس دنده راست و چپ که می گن همینه؟!  

   + بهاره ک ; ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٦
comment نظرات ()