حرف های ساده

 

یه کم سرماخورده ام. شاید به خاطر همینه که اصلا حال و حوصله پروژه و کار علمی رو ندارم. شاید هم سرماخوردگی فقط یه بهانه است! به نظرم به طور کلی علم زده شده­ام!!  توی این شرایط هم چای داغ و اینترنت گردی در کنار یه شوفاژ گرم بیشتر از هر چیز دیگه­ای می­چسبه. ولی نه دلم یه رمان لطیف و عاشقانه می­خواد... این چند وقت به شوق دیدن یه فیلم لطیف و خوب اونقدر پای آنتن! بودم ولی انگار لطافت و عشق دیگه سوژه جالبی برای فیلمسازها نیست. یا خشن یا تخیلی و غیر واقعی و یا مملو از صحنه های غیر اخلاقی! نمی دونم سلیقه مخاطب ها اینطور شده یا فیلم سازها مخاطب رو به سمت این سلیقه ها کشوندن. به هر حال از فیلم  ناامید شدم. پس لااقل هوس رمان که می­تونم بکنم! گاهی فکر می کنم خودم یه داستان لطیف و عاشقانه بنویسم! خیلی خیال انگیزه!! نمی­دونم شاید هم یه روزی عملی بشه...

   + بهاره ک ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦
comment نظرات ()