حرف های ساده

 

●سال 2008 میلادی هم چند روزیه شروع شده. خب مبارکه امیدوارم سال خوبی باشه...

● و اما سرما و برف و تعطیلات زمستانی. من و شهاب که توی خونه با هم مشغولیم. شهاب توی این چند روز به یاد انواع و اقسام بازی ها افتاده، تازه می فهمم بچه ای که به مهد عادت داره رو واقعا نمی شه به همین راحتی توی خونه سرگرمش کرد. به ابتکار علیرضا یاد نقطه بازی هم افتادیم و یادش دادیم. کلی هم کیف کرد. ما بچگی هامون چه بازی هایی داشتیم با کاغذ و خودکار می نشسیم و کلی سرگرم می شدیم. یاد اسم فامیل و بازی های دسته جمعی توی مهمونی ها به خیر. چه هیجان و شادی با همین بازی ها بهمون دست می داد...

 ●از برف گفتم و حیفم اومد نگم که از رانندگی موقع باریدن یه برف حسابی خصوصا توی اتوبان و در حالیکه همه جا برف نشسته باشه چقدر کیف می کنم. تمام لذت من از زمستان و برف همون لحظات است. خوب امسال که کیف اساسی کردم. با این هوا و روزگار فکر می کنم آخریش هم نباشه... به امید روزهای گرم و دلهای یخ نزده...

   + بهاره ک ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٦
comment نظرات ()