حرف های ساده

 

دیشب مسعود بهنود در VOA مصاحبه داشت. واقعا چقدر این مرد دوست داشتنی است و حرف­هاش واقعی و دلنشینه. راجع به آزادسازی خرمشهر و امکان تموم شدن جنگ تو همون سالها و قضیه ایران و نفت و ... حرفهاش منطقیه و اصلا از روی احساس حرف نمی زنه. اگر انتقاد داره اصولیه و بی جهت ناسزا نمی گه. اونقدر از نزدیک حرف می­زنه که احساس می کنی هنوز ایرانه و ... خلاصه که لذت بردم. 

 

پیرزنی دوست داشتنی از آشناهامون که همیشه سرشار از انرژی مثبت بود و حرف­هاش دل نشین، و چند سالی است با سرطان مبارزه می کنه بیماری اش وخیم شده. مدتها بود که می خواستم باهاش تلفنی صحبت کنم ولی سختم بود. نمی دونستم چی باید بگم. بپرسم بهتری که نبود. بگم ایشالا بهتر می شی که نمی شه... امروز دل رو به دریا زدم و تلفن کردم. با اینکه وضع جسمی اش حسابی به هم ریخته است و این کاملا از صداش معلوم بود باز این او بود که حرفهاش آرام کننده بود. و من فقط تونستم بگم دلم براش تنگ شده. آخر سر دعا کرد الهی همه تنشون سالم باشه و حتی اگه یه لقمه نون هست اون رو با دل خوش بخورند. مدتیه نمی تونه درست غذا بخوره... و من فقط تونستم چند قطره اشکی بریزم...

   + بهاره ک ; ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٧
comment نظرات ()