حرف های ساده

 

دیروز بعد از مدتها جیمیلم رو چک کردم و دیدم... بَه، مقاله ام برای ژورنال اشپرینگل پذیرفته شده... حسابی خوشحالم! یه کم سرخوردگی علمی ام التیام پیدا کرد...

 اونقدر استادها مایوسم کرده بودند که هیچ امیدی نداشتم. حسابی اعتماد به نفسم رو خراب کرده بودند. برای دفاع کردن به نمره ارسال مقاله نیاز داشتم. کلی نازشون رو کشیدم تا اجازه بفرمایند مقاله ام رو بفرستم. آخر هم لطف کردند و تصمیم گرفتند برای اینکه نمره دانشجویشان کم نشود بدون ذکر نام اساتیدم مقاله رو بفرستم! معتقد بودند برای مقاله ژورنال خیلی بیش از این باید کار کرد و اگر مقاله من ریجکت شود برای اسم آقایان خوب نبود... و خب دیروز تا فهمیدم اولین کاری که کردم فوروارد میل رسیده به استاد راهنما و مشاورم بود.  تصور قیافه شون خیلی لذت بخشه!!!

   + بهاره ک ; ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٧
comment نظرات ()