حرف های ساده

 

چهارشنبه شهاب رو پیش استاد سه تارم بردم. شهاب دوره ارف رو تموم کرده و می­خواستم مشورت کنم که در ادامه چه کاری براش بهتره... بعد از 6-7 سال می دیدمش. چقدر هوایی شده بودم. یاد روزهایی که خودم روی صندلی شاگردها می نشستم و درس پس می دادم... خیلی درس­ها هنوز به یادم بود. پیش درآمدهای ماهور، کرشمه،...  و بچه­های کلاس چه جوان بودند. چقدر خوب که می­توانستند دنبال دلشان باشند. دانشگاه و درس و عشق و حال...

و چند بار بهم گفت حیف شد. خیلی خوب بودی. بد وقتی ول کردی رفتی.... به شهاب نگاه کردم و فکر کردم یعنی همه­اش تقصیر شهاب بود؟

   + بهاره ک ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٧
comment نظرات ()