حرف های ساده

اینم آخرین نوشته سال 87

 

ماه اسفند که می­رسه از فکر اون همه کاری که باید انجام بشه کلافه می­شم. خونه تکونی و تمیزکاری و خرید و ...، ولی حالا که کارها تموم شده از این­که خونه تمیزه و همه چیز آماده است برای رسیدن یه سال نو حس خوبی دارم. و می­تونم با آرامش برگردم و به سالی که پشت سر گذاشتم نگاهی بیندازم.

 به نظرم امسال خیلی زود گذشت... و خب سالی بود که برای خانواده من پراتفاق بود، مهمتر از همه اومدن سپهر و دیگه مدرسه رفتن شهاب بود. از این که توانا شدن شهاب توی خوندن و نوشتن رو می­بینم غرق لذت می­شم... و سپهر هم دیگه نوزادی رو پشت سر گذاشته و می­شه به عنوان یه عضو قابل توجه خانواده روش حساب کرد!

از اینکه دارم به روال عادی زندگی و کار برمی­گردم خوشحالم...

و امسال دو نفر از آشنایان که خیلی دوستشان داشتم دیگه انتظار بهار و سال نو رو نمی­کشند... جاشون خیلی خالیه، خصوصن برای اطرافیان نزدیک­شون... ولی... زندگی هم­چنان جاری است و ادامه داره ... با ما و بی ما ...

امیدوارم امسال سال خوبی برای همه­ باشه. خوب و موفق و شاد...

   + بهاره ک ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧
comment نظرات ()