حرف های ساده

مقاله و داستان و بی خوابی

کنفرانس برق مقاله داشتم. خوب گذشت... بعد از مدتی دور بودن از فضای درسی حس خوبی داشت. دانشگاه و دانشجو و اساتید و ...

سپهر چند وقیته خیلی بد می خوابه. دیگه دارم بدجور خسته می شم. امیدوارم علتش رو بفهمم و یه دوره گذرا باشه... اگه بخواد همین طور ادامه پیدا کنه ... خسته­ام. دلم می­خواد یه دل سیر بخوابم...

هفته پیش جمع دوستانه­ای بودم. اون هم از نوع قدیمی­اش که خیلی می­چسبه... با چند جمله یک دوست مطمئن شدم که باید برم سراغ داستانم. دلم براش تنگ شده ... تا حالا که وقت نکردم. اگه امشب سپهر خوب بخوابه، فردا شاید ... کجایی اسکارلت؟!

   + بهاره ک ; ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸۸
comment نظرات ()