نوشتن ادامه دارد حتی با زور!

کلاس داستان نویسی رو یه ترم دیگه هم ادامه دادم. ولی وسط های کار یه جورایی داشتم از خودم نا امید می شدم. تمرین های این جلسه خیلی سخت و جدی و زیاد بود. و منم انگار کم آورده باشم یه جایی حتی خواستم ولش کنم، ولی خوبیش این بود که این حس کم و بیش بین بقیه بچه ها هم بود و یه هفته بیشتر از استاد وقت گرفتیم. خلاصه مثل شاگرد تنبلها با دوپینگ زمانی و یه روز سر کار نرفتن بالاخره خودم رو رسوندم به کلاس و تمرین ها رو سر وقت امروز فرستادم. خلاصه الان حس خوبی دارم. اینکه تلاشم رو کردم. اینکه مجبور شدم 10-15 تا کتاب رو بذارم کنارم و ورق بزنم و بنویسم و ... اینکه حس کنی یه حرکت به درد بخور کردی لذت داره.

حس سبکی خوبی دارم.

/ 2 نظر / 3 بازدید
عماد

کار را که کرد ، آن که تمام کرد. موفق باشید.