با یادآوری یه دوست دارم سعی می کنم مطالب دو ترم اخیر کلاسم رو دوره کنم. حس خوبیه

باید سعی کنم آگاهی ام رو از وضعیت موجودم بالا ببرم. یعنی خوب فکر کنم که از چه فضاهایی ناراضی ام و دلم برای کدوم فضاها پر می زنه؟ پس قدم اول آگاهی و شناخت وضع حال ...

قدم بعد تشخیص اولویت هاست. هر بار جامی از رودخانه زندگی بردار. یکی یکی فضاهای مطلوب رو پیدا کن...

فعلا یه کم دارم روی این دو نکته فکر می کنم... یه نوشته راجع به وضع موجود توی اردیبهشت ماه داشتم و یکی توی همین چند روز و جالبه که تم هر دو کاملا نزدیکه. یعنی سه ماه گذشته و من هنوز نتونستم چیزی رو عوض کنم. ظاهرن توی پله اول گیر کردم... قصه تغییر و غلبه بر سکونه ... باید شروع کرد. از هرجا هر چقدر هم جزیی...

...

هر وقت فرافکنی بیرونی اذیتم میکنه بیشتر یاد اینجا می افتم. انگار پناه میارم به خلوت درونی ام... هنوز نتونستم باهاش کنار بیام یا با خودم ولی اینجا یه کم آرومم می کنه. خصوصن الان که غیر از اینجا خلوت دیگه ای ندارم برای خودم.

...

دیشب دوست نازنینم رو بعد از یه سال دیدم. پیشم بود. تا نصف شب بیدار بودیم و حرف زدیم. خیلی خوب بود. دلم لک زده بود برای همچین فضایی.

...

/ 1 نظر / 6 بازدید
مامان آتریسا

می چرخید پر شتاب! و تارهای شیرین سفید دور حصیرک می پیچیدند تا به حجم سکه ۵ تومانی کودکی ام شوند! حال اسکناسی داده ام چرخش زندگی را... به دنبال تارهای شیرینی هرچند رنگی!!!