الان در اوج ولوئیدگی به سر می برم. ولو روی کاناپه ام. دلم هوس هیچ چیزی نداره. یعنی هرچه فکر می کنم غم خواری کنم برای خودم راهی به ذهنم نمی رسه. عصبانی بودم، الان بهترم و دقیقا کمی محبت نیاز دارم تا آروم بگیرم. انگار بدنم بی حسه و حال هیچ کاری ندارم... تنهایی که این همه دوستش دارم الان مال منه ولی هیچ استفاده ای ازش نمی برم...

رسیدم به نقطه ای که انگار دلم  خالی است. خالیِ خالی... 

همین

/ 0 نظر / 5 بازدید