طبیعت

آرتمیس روانم این روزها کمی جان گرفت از بودن در طبیعت. هوای عالی و فضای دل انگیز سرزمین مادری آرامشی داشت بی نظیر. کاش دنیا همان جا و همان طور می ماند. کاش مثل آبا و اجداد قدیم مان در همان طبیعت مانده بودیم و روانه شهر و صنعت و تکنولوژی نمی شدیم. دیگر نه روزمرگی دنیای شهری آزارمان می داد نه روابط پیچیده آدمهای این دنیا.

چشمانم را میبندم. تصویر دخترکان شیرینی را می بینم که دوان دوان در دشتهای پر گل و سبزه می چرخندند و می گردند و نسیمی خنک گیسوان آشفته شان را نوازش می کند. حال خوش شان لبخندی به چهره ام می نشاند. بی خیال اند و سرخوش. فارغ از هر غم. انگار که دنیا همیشه همین قدر رویایی باشد.

 

پ.ن: می دانم که نیست.

/ 0 نظر / 9 بازدید