نوشتن

هیجان دارم ...

یه کارگاه مجازی نوشتن شرکت کردم. نفس خود شرکت در این کارگاه برام بسیار خوشایند بود. نوشتن به صورت جدی رو هیچوقت تجربه نکرده بودم. اصلن نمی دونستم کجای کارم. حالا اینکه توی یه گروه و با برنامه شروع به تمرینهای مشخص شده بکنی خیلی دلچسب بود. ولی اوج هیجان وقتی به سراغم اومد که استاد تمرینها رو تصحیح کرد و توی ایمیل جواب نوشت:

"به ندرت پیش می‌آید که بچه های یک دوره همه خوب باشند. و به ندرت‌تر که من بهشان بگویم. الان در شمار همان موارد کمیاب است که من می نویسم و امضا می کنم که هر کدام از شما نویسنده نشد مقصری جز تنبلی خودش در کار نیست."

از ذوق چشمانم تر شد...

خوشحالم. نمی دانم چقدر ممکنه توانایی ادامه این مسیر رو داشته باشم ولی حتی اگر همین تجربه برایم بماند خاطره شیرینش حتمن به ذهنم خواهد ماند.

/ 1 نظر / 4 بازدید
ساناز

خیلی هم عالی. منم برات ذوق کردم