...

ای بابا دوباره بیشتر از یه ماه میشه که اینجا ننوشتم... حقیقت اینه که یه سری مسائل غیر علنی پیش اومد که نمی تونستم اینجا راجع بهش بنویسم و باید اعتراف کنم که یه فایل برای خودم دارم که کاملن تا حالا خصوصی واسه خودم نگهش داشتم و از درونی ترین مسائلم واسه خودم اونجا می نویسم... و باید بگم که از اون فایل و نوشته ها هم حسابی لذت می برم . واقعی ترین حس هام رو می تونم اونجا ببینم و مرور کنم. یه لذت دیگه اش  هم واسه ی من اینه که برام کاملا خصوصی مونده. لذتش شاید به خاطر اینه که هیچ چیز توی زندگی ام واسه ام خصوصی نیست... اونقدر همه چیز share شده که این یه جور برام گنج پنهانه

بگذریم. ترم سوم از کلاس بسیار بسیار عزیزم هم شروع شد. با موضوع انرژی زنانه و مادر. تا حالا که عالی بوده. یه جور به شناخت بیشتر خودم کمکم کرده.اینکه به چیزهایی درونی از خودت پی ببری بسیار لذت بخشه... و امیدوارم مفید هم باشه... یه چیزی که تا حالا عیان شده اینه که من باید تلاش کنم لذتم رو از زندگی در لحظه حال بیشتر کنم. به عبارتی دلقک روانم رو تقویت کنم. توصیه کلاس بهم چیزهایی مثل رقصیدنه ولی من این روزها فهمیدم که خرید کردن هم به شدت دلقکم رو تقویت می کنه. آی این چند وقت از ذخیره های مالی ام استفاده کردم برای تقویت جناب دلقک... 

متاسفانه بعد از تعطیلات خیلی نتونستم کتاب بخونم. البته هر از چند گاهی چند صفحه ای می خونم و همنوز سه چهار تا کتاب کنار تختم هست... لااقل انرژی خوب بهم میدن و اون حس درونی ایی که باید بخونیشون... 

خب خوش گذشت

تا بعد

/ 1 نظر / 11 بازدید