منِ جوینده

عجب روزی بود، روز کهن الگوی جوینده...!! انگار باید صبر می کردم تا به اینجا برسم. عجب جلسه ای بود... رها شدم ... انگار همه ی اون چه باید رو می شنیدم... و همه اون چه باید رو می گفتم... چشم در چشم استاد گفتم و شنیدم... بغض کردم و اشک ریختم و خندیدم... و رها شدم...

 

من عاشق جویندگی خودم هستم.

 

می جویم و می یابم...

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
نگار

سلام خوبی؟امیدوارم همیشه حالت خوبه من بهت سر زدم وقت کردی تو هم بهم سر بزن ممنونم.فعلا خداحافظ

ساناز

دلم می‌خواست منم سر کلاس بودم کنارت

عاشق کوهستان

باسلام و عرض ادب[گل][دست] زنده باشید 120 سال با عافیت امیدوارم سال خوبی کنار خونواده ی محترمتون داشته باشید[لبخند]